سيد محمد باقر برقعى
378
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
قنارى قشنگ من ، غزال شوخ و شنگ من * « شهاب » دلشكستهام تو را نياز مىكنم فرياد بلند استقامت ما دفترى از شعر شهامت بوديم * گلواژهء سبز هر حكايت بوديم با ساز زمانه ما نمىرقصيديم * فرياد بلند استقامت بوديم از چاله به چاه عمرى به عبث شيفتهء ماه شديم * در راه طلب اسير و گمراه شديم حالى محكى زديم خود را ، ديديم * « كز چاله درآمديم و در چاه شديم » براى دخترم غزل غزل گنجينهء گنج معانى است * غزل شهناز و شور اصفهانى است دو بيت ديگرى هم دارم امّا * غزل شهبيت شعر زندگانى است گناه من در خانهء فقر تكيهگاهم عشق است * در كوى جنون رفيق را هم عشق است در روز حساب اگر گناهم پرسند * گويم به خدا قسم گناهم عشق است مناعت طبع ما پيروى از چرخ خطاپيشه نكرديم * بوديم در اين خاك ولى ريشه نكرديم آنگونه نموديم كه بوديم عزيزان * در راه هوس يكنفس انديشه نكرديم بيشهء خالى از شير با تيشه به قطع ريشهها مىآيند * با سنگ به جنگ شيشهها مىآيند از شير اگرچه بيشه خاليست هنوز * با دشنه بسوى بيشهها مىآيند